تبليغاتX
آزاد
شاعر نی ام و شعر ندانم که چه باشد ××× من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم
سلام

امیدوارم همه سال خوبی حد اقل در پیش داشته باشند.

۸۷ آمد ! بدتر از همیشه و با سفر عزیزی

۸۷ آمد و باز هم عزیزی از جنس خودمان رفت !

به همین راحتی :

۳ فروردین کما !

۱۰ فروردین سفر !

فاتحه . . . !

و دایی و نازنین و حامد مانده اند تنها !

بمیری ای پیک بد خبر ! به روز سیاه بنشینی !

بمیر !

زندگی همین است می دانم ولی از معدود سفرهای آخرت بود که قلبم را شکست !

شده ام پیک بدخبر!

۸۷ آمد و من هنوز خبر خوبی نشنیده ام !

۸۷ آمد و هنوز هفت سین پشت اوین در ذهنم ماندگار مانده است!

۸۷ آمد و دیدم به چشم ! پدری شرمسار از فرزند و اوضاع نا بسامان اقتصادمان

که لحاف ملا شده است !

۸۷ آمد و دلم بهار نشد ! قصدم بود که بشود اما نشد !

شرمنده خودم و دلم مانده ام !

 

نوشتم تا عریضه خالی نباشد

با عکسنامه بر می گردم

شاید گذشتم از این دل لا مصب !

 

با امید به دلی صاف  . . . . . . . . . . .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 12:59  توسط  آزاد  |